|
|
|
|
|
تمام نداشتن هایت را جمع می کنم توی کوله پشتی ام
رژ لب صورتی ام،روسری مشکی ام... دفتر شعرم،سیگارم...همه و همه را می گذارم توی کوله ام... دیوان فروغ را هم... همه را...همه ی نداشتن هایت را...همه را در کوله را می بندم... می نشینم روی صندلی راحتی کوله را محکم می گیرم توی آغوشم سیگاری می گیرانم تکان...تکان...تکان می خوردم صندلی کم کم می روم در خلسه فقط و فقط بوی دود مارل بورو... ـ مارل بورو دوست ندارم اما می کشم قهوه با شکر دوست ندارم اما می خورم ولگردهای توی پارک را دوست ندارم اما ول می گردم توی پارک... ـ صندلی همینطور تکان تکان تکان می خوردم و من گیج دود مارل بورو ام |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 14 آذر1389ساعت 0:48 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
یادداشتی بر آلبوم "یه خاطره از فردا" احسان خواجه امیری روز 21 مهرماه در فرهنگسرای انقلاب، جلسه ی نقد و بررسی آلبوم "یه خاطره از فردا" احسان خواجه امیری برگزار شد که نگارنده به همراه آقایان عبدالجبار کاکایی و ابراهیم اسماعیلی به عنوان منتقد در آن جلسه حضور داشتیم. گفتنی این که احسان و برخی عوامل تولید این آلبوم هم تشریف داشتند و در این خصوص صحبت کردند. این یادداشت مروری ست بر تازه ترین ترانه های احسان: 1- نمی دونم (کلام: مونا برزویی، ملودی: مهرداد نصرتی، تنظیم:سیروان خسروی) از ترانه های در خور ِ اعتنای این آلبوم به لحاظ کلام، ملودی و اجرای خواننده است و قصد دارم نوشتاری مستقل را به کلام ِ این ترانه اختصاص دهم. 2- دارم می آم پیشت (کلام: مریم اسدی، ملودی و تنظیم: مهرداد نصرتی) می توانست شیش هشتی معمولی و معقول باشد اگر این همه جاده نداشت و ... 3- خودت خواستی( کلام: علی بحرینی، ملودی و تنظیم: احسان خواجه امیری) نکته ی مثبتِ کلام تغییر قافیه و به تبع ِ آن خلق ِ معنای تازه در ترجیع است: برام بودن ِ تو بازی نبود و... به این بازی دلم راضی نبود و ... که در ادامه به سطر ِ زیر می رسد: برات بودن ِ من کافی نبود و... حقیقت این که می بافی نبود و ... ملودی در ماهور است و به خوبی از سه تار استفاده شده است. 4- اعتراف (کلام: محمد کاظمی، ملودی و تنظیم: بهرنگ بهادر زاده) کلام را در این ترانه و چند ترانه ی دیگر "حرفی" می نامم که ترانه سرا می خواهد حرفی را بیان کند، آن را به نظم کشیده و خواننده از آن خوشش آمده و خواندهو این کل ِ ماجراست! در این ترانه ها جدا از "حرف" ِ فوق الذکر که ترانه سرا اراده کرده تا تمام و کمال و بعضا نصفه نیمه! آن را بیان کند، تلاش می شود تا به نحو ِ زبان آسیب نرسد و قوافی سالم باشد و از این قبیل امور نظمیه! پیانوی این ترانه شنیدنی ست و استایل ِ تنظیم "پاپ ایرانی" است و استانداردهای این سیاق را رعایت کرده است. 5- خواب و بیداری (کلام: افشین یدالهی، ملودی و تنظیم: احسان خواجه امیری) حرف ِ خاصی درباره ی این ترانه نمی توان زد جز همان نکته که دوستان اشاره کرده اند: عدم ِ هماهنگی ِ تلفظ در این بیت: تو رو دیدم نفسم بند اومد دل ِ من یک دفعه یه حالی شد! یا باید "یک دفعه یک حالی شد" باشد یا "یه دفعه یه حالی شد" !!! تلفیق ِ خوب ِ گیتار الکتریک با ویولن نوازی ایرانی و ریتم ِ شیش هشت در این ترانه در خور ِ اعتناست. 6- بی کسی (کلام: افشین یدالهی، ملودی: احسان خواجه امیری، تنظیم: امید حجت) درباره ی کلام رجوع شود به توضیحات ِ ترانه ی اعتراف (4) ولی ملودی و تنظیم این قطعه از بهترین های این آلبوم از این حیث است، کار پاپ اروپایی ست و از استانداردهای این سبک برخوردار است. 7- کاش عاشقت نمی شدم ( کلام: علی بحرینی، ملودی و تنظیم: احسان خواجه امیری) همه چیز در کلام ِ این ترانه معمولی ست، البته با کمی اغماض، اما ملودی و اجرای این ترانه را دوست دارم، البته منهای ترجیع بند که شیوه ی خوانش و وزن ِ کلام تغییر کرده است! ملودی یادآور ِ آثار ِ کسانی چون محمد حیدری، جهانبخش پازوکی و بعضاً ملودی های قدیمی ِ بیژن مرتضوی است. 8- مسری (کلام: افشین یدالهی، ملودی و تنظیم: احسان خواجه امیری) بی تعارف و بی هیچ اغراقی، بهترین کلام ِ این آلبوم و اساسا کارنامه ی کاری ِ افشین یدالهی البته با این زبان است(و نه بر فرض همکاری های او با فردین خلعتبری و زبان ِ فاخری که در آن ترانه ها دارد) اگر وقت و بخت یاری بدهد، مفصل در باره ی این ترانه خوام نوشت! ملودی، تنظیم و اجرا از استانداردهای آلبوم های احسان برخوردار است. 9- دنیا (کلام: مجید افشاری، ملودی و تنظیم: مهرداد نصرتی) این قطعه را "کمپوتِ نوستالژی" نامیده ام! ملودی، کلام و تنظیم، پر است از نوستالژی برای کسانی که سن و سال ِ نگارنده را دارند یا زیاد ترانه های دهه ی پنجاه و شصت را شنیده اند. ملودی در چهارگاه تعدیل شده است( و به همان اندازه سه گاهِ تعدیل شده!) کلام عبارت است از بد و بیراه به زمانه و دنیا گفتن، بی دلیل یا با دلیل که سنتی ست دیرینه در شعر ِ فارسی و در ترانه از عارف قزوینی شروع شده و همین طور ادامه دارد و همه ی ترانه سراهای مطرح و پرکار چندبار این سنت ِ فوق ِ پسندیده ی شرقی! را مرتکب شده اند. مقدمه ی این ترانه را بسیار دوست دارم! نوازندگی و ضبط ِ چنین مقدمه ای کار ِ آسانی نیست. ابایی ندارم که کسی این کار را "خالتور" بنامد! خواننده خواسته و خوانده! و خسته نباشید و دست مریزاد ِ مبسوط عرض می کنم به بابک ریاحی پور (نوازنده ی گیتار باس) و زایا سلیمان (نوازنده ی دارمز) و البته مهرداد نصرتی ( ملودی نویس و تنظیم کننده). لحظه های آغازین ِ قطعه یادآورِ تنظیم ها و ارکسترهای پاپ ایرانی ِ دهه ی پنجاه است. 10- اتفاق افتاد (کلام: افشین یدالهی، ملودی: احسان خواجه امیری، تنظیم: میثم مروستی) درباره ی کلام کماکان رجوع شود به توضیحات ِ قطعه ی 4! ولی تنظیم ِ این قطعه از بهترین تنظیم های سال های اخیر ِ موسیقی ِ وطنی ست. این تنظیم با استانداردهای موسیقی ِ پاپ ِ دنیا برابری می کند. هارمونی، رنگ آمیزی، جمله بندی، جواب ها، خلوتی و به جا استفاده کردن از ریتم و گروه ِ همراهی و حتی نوازندگی ِ ساکسیفون (هومن نامداری) و البته ارکستر زهی همه در خور ِ اعتناست. میثم مروستی سال هاست که در نوازندگی ویولن ایرانی و کلاسیک و بعضا سه تار و سازهای دیگر ذوق و چیره دستی ِ خود را ثابت کرده و این تنظیم را می توان بهترین تنظیم ِ پاپ ِ او نامید. 11- مسری (کلام: افشین یدالهی، ملودی و تنظیم: احسان خواجه امیری) این ریمیکس نشان می دهد که خواننده به ترانس علاقه دارد و همین! 12- خلاصم کن (کلام: افشین یدالهی، ملودی: احسان خواجه امیری، تنظیم: میثم مروستی) از بهترین ترانه های این آلبوم که اکثرِ سطرهای آن از منظر ِ زیبایی شناسی ِ کلام و بدیع قابل ِ ملاحضه است و البته تنظیم این قطعه. تنها نکته ی گفتنی این که همانطور که بسیاری گفته و نوشته اند و افشین یدالهی در آن جلسه متذکر شد، خواننده متاسفانه در اجرا و در لحن و آکسان گذاری، سهل انگاری کرده و معنای چند سطر را به نوعی مخدوش کرده که از آن جمله است: غروبم، مرگه رو دوشم ... تمومم، سایه می پوشم ... دلم با هر تپش با هر شکستن ... دوباره تو حریرِ تو، مثه چشمات ابری شم .
و اما در مورد ِ کلیتِ اثر الف) "یه خاطره از فردا" پنجمین آلبوم ِ احسان است و انتظارها از او بیش از این هاست و ریشه ی برخی از انتقادات، همین دست انتظارات است! ب) "یه خاطره از فردا" به زعم ِ نگارنده، بهترین نام ِ آلبوم در سال های اخیر است، شاعرانه است و فهمش برای عوام نیز مشکل نیست! آنهم در وانفسایی که نام برخی آلبوم ها جدا از بی سلیقه گی، نشان ِ بی مایه گی و بی پایه گی و بی ..ایه گی نیز هست! ج) به نظر می رسد که احسان به این سطح از محبوبیت قانع است و می کوشد همین که هست بماند! عدم ِ نوآوری ِ خاص و قابل ِ ملاحضه و خطر نکردن در حیطه ی اجرا، کلام و تنظیم نشان از این واقعیت دارد بعلاوه ی پیروی از بعضی کارهای روز ِ بازار و به اصطلاح "مد" و همکاری کردن با برخی و کنار گذاشتن ِ برخی دیگر نیز این فرضیه را تقویت می کند! د) در این آلبوم نیز کماکان احسان با موسیقی ِ ایرانی رودربایستی دارد! نه از ملودی ها و تحریرهای ایرانی دل می کند و نه آن ها را با جدیت ِ بیشتر دنبال می کند! فراموش نکنیم، او فرزند ِ "ایرج" است، کسی که در آواز ایرانی و حتی پاپ ایرانی کارهای قابل ِ اعتنای فراوانی دارد، به نظر می رسد او باید بیش از این ها از تجربیات ِ پدر بهره بگیرد! در هر صورت شترسواری ِ دولادولا همیشه مخاطره آمیز است! ه) تکلیف ِ او با موسیقی ِ ترنس مشخص نیست! دلیل ندارد همه ی خواننده ها ترنس بخوانند و حتما ترنس شان شبیه ِ بقیه باشد و البته بهترین نیز باشد! به رغم ِ محبوبیتی که احسان دارد به نظر می رسد او هنوز وسوسه س هیت شدن دارد و این وسوسه او را از دنبال کردن ِ سیاقی مشخص در موسیقی ِ پاپ ِ ایرانی بازداشته است! و) جلسه ی نقد سه ساعت طول کشید و در این سه ساعت، احسان خواجه امیری در ردیف اول نشست و به همه ی حرف ها گوش کرد و حتی یک کلمه هم نگفت و اساسا قرار هم نبود پشت ِ تریبون ِ بیاید و حرف بزند و احیانا در برابر ِ نقدها دفاع بکند. این سه ساعت صبوری ِ او را می ستایم و درود می گویم. از خلاف آمد ِ عادت بطلب کام که من کسب ِ جمعیت از آن زلف ِ پریشان کردم. سعید کریمی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 25 مهر1389ساعت 22:54 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 24 بهمن1388ساعت 15:6 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
چرا همگان را نبخشم
چرا از خاطر نبرم زخمها را
من كه فراموش خواهم كرد
نشانی خانهام
چهره ی كودكم
و تلفظِ نامم را از دهانت
و شعله كه بر باد خواهد رفت شمس لنگرودي توي اين روزها که کاملاً گيج وخسته ام اين نوشته خيلي آرومم ميکنه. اما گاهي از اينکه انقدر راحت مي بخشم، از دست خودم عصباني مي شم. گيجم انگار دنيا دور سرم مي چرخه ومن هنوز . . . . . . . چقدر سقوط لازمه تا ديگه بلند نشم؟؟؟ تا بفهمم زندگي همينه . . . . . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 15:18 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
همین که باید از هم دور باشیم همین که دیدن خوابت گناهه |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 دی1388ساعت 14:10 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
دریغا دریای دور! این ساعت ِ دیواری، با آن آونگ هزار ساله اش نمی گذارد از خواب تو، به آرامی سفر کنم. (سید علی صالحی) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 دی1388ساعت 13:20 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
شبیه کدوم آرزوی توام، که تا پا می گیرم خَطَم می زنی؟ کدوم کوچه ی تنگ و تارم که تا به من می رسی، فکر برگشتنی؟ کدوم آسمونم که آهت منو، گرفت و گرفتم، پر از مِه شدم کدوم خِش خِش ام از کدوم فصلِِ زرد، که زیر سکوتِ شبت لِه شدم؟ به یاد تب و پرسه و کوچه ها، به یاد شبایی که خوابت نبُرد به یاد لبایی که از من نخوند، به یاد صدایی که بعد از تو مُرد خداحافظ ای خوب برگشتنی، برای همیشه، به یاد قدیم برو جاده ها چش بِراتن هنوز، برو قسمت اینه که تنها بشیم محمد نویری |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 دی1388ساعت 23:14 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
نترسون باغ و از گل ، نترسون سنگ و از برف نترسون ماه و از ابر ، نترسون کوه و از حرف نترسون بیدو از باد ، نترسون خاک و از برگ نترسون عشق و از رنج ، نترسون ما رو از مرگنه تیر و دشنه ، نه دار و زندون ستاره ها رو از شب نترسونچه ترسی داره بوسه بر لب خونین آزادی چرا وحشت کنم از عشق ، چرا برگردم از شادی از این خاموش تا خورشید ، چه ترسی داره پل بستن از این سر چشمه تا دریا ، خوشا شکفتن و رستننترسون عاشقا رو از این کولاک تاراج به خاک افتادن از عشق ، پر و بال به معراجنه تیر و دشنه ، نه دار و زندون ستاره ها رو از شب نترسونکجا پروانه ترسید از حریر شعله پوشیدن کجا شبنم هراسید از شراب نور نوشیدن از این شب گوشه ی خاموش ، از این تکرار بی رویا سلام ای صبح آزادی ، سلام ای روشن فردا |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 12 دی1388ساعت 15:45 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
بذار اين جاي خالي رو براي غربت دستام نمي خوام جاي تو پرشه نمي خوام بري از رويام همينجا ،جاي تو خوبه همين جايي که دلگيرم همينجايي که تو رفتي همش بهونه مي گيرم همين جايي که يادم هست همين جايي که يادت رفت همين آغاز کوتاه ِ يه کوره راه بي برگشت . . . . . . . . ( ادامه داره) مريم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 4 آبان1388ساعت 23:50 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
با تو بودن ، همه چیز بی تو بودن ، همه هیچ با تو بودن، زندگیست بی تو بودن ، یکسره در ماند گی ست با تو بودن،عالمی ست عالم با لند گی عالم شور و نشاط، ،عالم شعر و غزل عالمی سر شار از مهر و محبت ، خالی از رنگ و ریا بی تو بودن، روزهای آفتابی ، تیره است ّبا تو بودن،تیره شب ها روشن است با تو بودن،چون کبوتر میتوان بالا پرید بی تو ، از محراب و مسجد یکسره باید برید باوجود تو خدا را میشود با چشم دید با تو بودن همه چیز بی تو بودن همه هیچ. شاعر: گمنام |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 15:53 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
همین که مبلغ پیام های کوتاه صفر ِ
یعنی هنوز . . . . . . . . . . . . . . . . . .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 11:36 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
دستم را
با حلقه ای نشان کرده ام
تا یادم بماند
که فراموشت کرده ام
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 9:43 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
شب تولد تو ستاره ها دمیدن به یمن بودن تو توو آسمون خزیدن قربونی کرده مهتاب همه ستاره ها شو فدایی کرده آفتاب تموم لحظه هاشو
هرجا باشی مهم نیست توو قلبمی همیشه اگرچه نیستی خوبم کنارمی همیشه خداکنه عزیزم آفتابی باشه دنیات الهی ! مهربونم غصه نبینه چشمات
چشمای نازتو ببند فقط واسه یه ثانیه واسه کسی که عاشق همین یه لحظه کافیه همین یه لحظه ی بزرگ که من ببوسمت عزیز چه خوب شد اومدی گلم بگم خوش اومدی عزیز
دنیا با تو قشنگ شده رویاهام رنگ وارنگ شده آرزومه ببینمت آخ که دلم چه تنگ شده شمعا رو فوت نکن گلم چه کم شده تحملم بذار تا آخر بسوزه آخ که چقد تنگ دلم
هر جا که هستی نازنین همیشه باشی سر بلند قربون نا مهربونیت غصه نخور گلم بخند دنیا بازم کم میاره پیش دل عاشق تو دلت پر از حول و ولاست خوب می دونم صبوری تو
گر چه صدای مریمت نمی رسه به گوش تو فقط می خوام بهت بگم مبارکه حضور تو
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 6:12 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
چه حادثه ی گنگی
من خسته وتو درگیر چه حال پریشونی من در خود و تو دلگیر حالا که توو هر لحظه می شه تو رو از نو خواست حالا که با یه بوسه می شه همه چی رو باخت تو لحظه ی رفتن باش تا آخر این باور تو بغض شکستن باش توو ثانیه ی آخر |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 23:49 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
بذار رسواترین باشم
تا وقتی پای تو گیره همینجا توی این لحظه دلم بدجور درگیره نمی دونم کدوم تقدیر دلش اومد با من بد شه نمی دونم کدوم جاده گذاشت احساس تو رد شه همین بغضم توو این هق هق یه جا چشماتو می گیره به اون چشمای بارونیت دلم بدجور درگیره بذار رسواترین باشم تا وقتی پای تو گیره همینجا توی این لحظه دلم بدجور درگیره برات ابرا خبر دارن که دستام زیر بارونه همون بارون دیروزی که پشت شیشه میمونه بذار رسواترین باشم تا وقتی پای تو گیره همینجا توی این لحظه دلم بدجور درگیره |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 7 دی1387ساعت 16:39 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
چیزی نمی تونم بگم . . . . . قراره از من بگذری
چیزی نگو می فهممت . . . . . باید از این خونه بری چند سال از امشب بگذره. . . . . تا من فراموشت کنم تا با یه دریا توو خودم . . . . . خاموش ِ خاموشت کنم
تنهاییامو بعد از این . . . . . با قلب ِ کی قسمت کنم؟ واسه فراموش کردنت . . . . . باید به چی عادت کنم؟ تو باید از من رد بشی . . . . . من باید از تو بگذرم کاری نمی تونم کنم . . . . . باید بیفتی از سَرم بعد از تو باید با خودم . . . . . تنهای ِ تنها سر کنم یک عمر باید بگذره . . . . . تا امشبو باور کنم
چند سال از امشب بگذره؟ . . . . . تا من فراموشت کنم تا با یه دریا تو خودم . . . . . . . . . خاموش خاموشت کنم چند سال از امشب بگذره؟ . . . . . با من یکی هم خونه شِه احساس امروزم به تو . . . . . تنها یه شب وارونه شه
ترانه ی فوق العاده ای از روزبه بمانی و آهنگ و تنظیم به یاد موندنی از مهدی یراحی و بهروز صفاریان و با صدای سعید شهروز که واقعا زیباست.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 14:54 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
بي همگان به سر شود ، بي تو به سر نمي شود داغ تو دارد اين دلم ، جاي دگر نمي شود بي تو براي شاعري واژه خبر نمي شود |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 26 مرداد1387ساعت 12:24 توسط مریم
|
||
|
|
|
|
|
همین سوسوی ستاره های ندرخشیده و
ترانه های نانوشته ملامتم می کنند همین جاست اوج تنهایی من، وقتی از غبار رفته ی دیروز خاکستری ام. وقتی شعله ای گرمم نمی کند وحرفی آرامم انگار خدا هم به خواب زمستانی رفته در این غوغای تابستان نکند او هم سردش شده!!!!!!!!!!!!! انگار باید ایمان بیاورم به روزگار نا مراد به حرف های بی عمل به صداقت های پوچ واینگونه زیستن بی چراغ، بی رویا، بی عشق عشق . . . . . . همین شوخی بی سرانجام باید بیاموزم اینگونه زیستن را. "مریم" |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 16:12 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
نکنه بی من ، دل ِ تو
یه روزی آروم بگیره نکنه یه وقت یه جایی رفتن ُ آسون بگیره وقتی بی هم دیگه موندیم دل ِ تو بی اعتنا شه نکنه یه روز ِ پاییز بغض دلتنگیت رها شه توی بهت بی کسی ها با یه اسم ، تنت بلرزه انقد از یادم جدا شی که دیگه دلت بترسه وسط کوچه ی تردید کاش نشی یه روز پریشون نکنه عزیزترینم باز یه روز بشی پشیمون نمی خوام که خواب چشمات نگات ُ بگیره از من اما کاش هیچ وقت عزیزم نگیری چشات ُ از من تا کجای قصه موندی تا کجا تو دل سوزوندی نکنه فکر کردی خوابم دیدم رویامو پروندی وقتی شب یه جای خلوت به یادم چشاتو بستی نمی گم دلتنگ من باش به خودت بگو کی هستی تو پی عاقل شدن باش ساکت و خاموش ومحتاط من ولی مست ِ چشاتم عاشق و صبور و معتاد (( مریم )) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت 18:9 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
صادقانه ترین حسم بود
وقتی به شرم نگاهت زل زده بودم وبی محابا خودم روی توی آغوش تو رها کردم وقتی تو مبهوت بی تابی ِ من بودی غرق گریه بودم و تو مات ِ هق هق ِ من دست های مهربونت انگار در آغوش کشیدن رو فراموش کرده بود ومن تازه شونه های صبورت رو پیدا کرده بودم چه لحظه ی شیرینی بود وقتی دست های لرزون تو با همون بهت بی حد ومرز سرم رو نوازش کرد چه نگاه عمیقی داشتی وقتی من رو ناباورانه از خودت جدا می کردی ومن ترس رو توی چشمای تو می دیدم می ترسیدی، می ترسیدی چون . . . . . . . . . دیگه عاشقم بودی. چه رویای شیرینی بود خواب دیشب من. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت 17:54 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
نگو زندگي کن، بدون وجودم
چه رویای تلخی ، غروب حضورت
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 17:5 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
چه زجري دارد خواستن و نگفتن گفتن و نتوانستن توانستن واجازه نداشتن چه لذتي دارد اين عشق ممنوع . . . . . . . . . . . اينجا همه چراغ ها قرمز است اين چراغ ها رنگ ديگري ندارد آنطرف تو ايستاده اي و اين طرف همه چراغ ها قرمز است براي رسيدن به تو اين، شيرين ترين جريمه دنياست كه مي پردازم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 11:3 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
من از نیش زبان گاه و بی گاهت، کمی رنجیده ام
ازنمک پاشیدنت بر زخم هایم هم، کمی رنجیده ام گرچه این بی مهریت از روی اجبارست ، لیک باز از سردی گفتارت، ولی رنجیده ام قصه های دل سپردن را تو می دانی عزیز چون تو بیگانه شدی با غصه ها ، رنجیده ام گرچه ما جرمی نکردیم وجدایی سهم ماست فاصله عادت شدت، از این یکی ، رنجیده ام گرچه این زخم زبان دیگران عادت شده تا کجا؟ تا آسمان از دستشان، رنجیده ام باز هم بی خوابی وبی تابی من را نبین این دروغی بیش نیست، کز دست تو رنجیده ام |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 16:53 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
وعده ی هر روزمان یادت که هست، گریه ی جانسوزمان یادت که هست
کوچه ی عشاق وباران های تند، لحظه های عاشقی یادت که هست گفته بودی من گل ناز توام!!!! بوسه بر دست ودهان یادت که هست دغدغه های دوباره دیدنم ، بعد هر قول وقرار ، یادت که هست آن نگاه مهربان وخیره هم ، لحظه ی دیدارمان یادت که هست دست از دستم نمی کردی رها، داغی ودیوانگی یادت که هست روزهای سرد پاییز ومحبت های تو، آن همه پروانگی یادت که هست با من از عشق و وفا گفتی ورفتی نازنین، صحبت از مهر وصفا یادت که هست بوسه های داغ ما در زیر باران خزان، عشق بازی هایمان یادت که هست ابرهای صورتی وخانه های کاغذی، راستی! رویاهایمان یادت که هست بغض هاواشکهای تلخمان وقت وداع،دوستت دارم همیشه،هایمان یادت که هست رفتی وجا مانده ام از کوچ تو، این منم آن مریم دیوانه ات یادت که هست |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت 23:35 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
بهار آمد، گل و نسرین نیاورد نسیمی بوی فروردین نیاورد پرستو آمد و از گل خبر نیست چرا گل با پرستو همسفر نیست؟ چه افتاد این گلستان را، چه افتاد؟ که آیین بهاران رفتش از یاد چرا می نالد ابر برق در چشم چه می گرید چنین زار از سر خشم؟ چرا خون می چکد از شاخه ی گل چه پیش آمد؟ کجا شد بانگ بلبل؟ چه درد است این؟ چه درد است این؟ چه درد است؟ که در گلزار ما این فتنه کردست ؟ چرا در هر نسیمی بوی خون است؟ چرا زلف بنفشه سرنگون است؟ چرا سر برده نرگس در گریبان؟ چرا بنشسته قمری چون غریبان؟ چرا پروانگان را پر شکسته ست؟ چرا هر گوشه گرد غم نشسته ست؟ چرا مطرب نمی خواند سرودی؟ چرا ساقی نمی گوید درودی؟ چه آفت راه این هامون گرفته ست؟ چه دشت است این که خاکش خون گرفته ست؟ چرا خورشید فروردین فروخفت؟ بهار آمد گل نوروز نشکفت مگر خورشید و گل را کس چه گفته ست؟ که این لب بسته و آن رخ نهفته ست؟ مگر دارد بهار نورسیده دل و جانی چو ما در خون کشیده؟ مگر گل نو عروس شوی مرده ست که روی از سوگ و غم در پرده برده ست؟ مگر خورشید را پاس زمین است؟ که از خون شهیدان شرمگین است بهارا، تلخ منشین، خیز و پیش آی گره وا کن ز ابرو، چهره بگشای بهارا خیز و زان ابر سبک رو بزن آبی به روی سبزه ی نو سر و رویی به سرو و یاسمن بخش نوایی نو به مرغان چمن بخش بر آر از آستین دست گل افشان گلی بر دامن این سبزه بنشان گریبان چاک شد از ناشکیبان برون آور گل از چاک گریبان نسیم صبحدم گو نرم برخیز گل از خواب زمستانی برانگیز بهارا بنگر این دشت مشوش که می بارد بر آن باران آتش بهارا بنگر این خاک بلاخیز که شد هر خاربن چون دشنه خون ریز بهارا بنگر این صحرای غمناک که هر سو کشته ای افتاده بر خاک بهارا بنگر این کوه و در و دشت که از خون جوانان لاله گون گشت بهارا دامن افشان کن ز گلبن مزار کشتگان را غرق گل کن بهارا از گل و می آتشی ساز پلاس درد و غم در آتش انداز بهارا شور شیرینم برانگیز شرار عشق دیرینم برانگیز بهارا شور عشقم بیشتر کن مرا با عشق او شیر و شکر کن گهی چون جویبارم نغمه آموز گهی چون آذرخشم رخ برافروز مرا چون رعد و توفان خشمگین کن جهان از بانگ خشمم پر طنین کن بهارا زنده مانی، زندگی بخش به فروردین ما فرخندگی بخش هنوز اینجا جوانی دلنشین است هنوز اینجا نفس ها آتشین است مبین کاین شاخه ی بشکسته خشک است چو فردا بنگری، پر بید مشک است مگو کاین سرزمینی شوره زار است چو فردا در رسد، رشک بهار است بهارا باش کاین خون گل آلود بر آرد سرخ گل چون آتش از دود بر آید سرخ گل، خواهی نخواهی وگر خود صد خزان آرد تباهی بهارا، شاد بنشین، شاد بخرام بده کام گل و بستان ز گل کام اگر خود عمر باشد، سر بر آریم دل و جان در هوای هم گماریم میان خون و آتش ره گشاییم ازین موج و ازین توفان براییم دگربارت چو بینم، شاد بینم سرت سبز و دل آباد بینم به نوروز دگر، هنگام دیدار به آیین دگر آیی پدیدار ه.ا. سایه |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 22:6 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد اون همه شکستن
دل به چشمای تو بستن می گی فرصتی نداریم دیگه شد موقع رفتن
به همون بغضای با هم به همون خوابای درهم اگه از اینجا بری تو ، دیگه از زندگی خستم
تو گذشتی از غم من واسه ی روزای روشن هرچی گفتم نشنیدی: بی تو بودن یعنی مردن
نگو از یادم رها شو برو و از من جدا شو نگو فکر زندگیت باش مثل من بی اعتنا شو
می گی اشتباه کردم با تو من گناه کردم می گی کاش من وببخشی عمرت و تباه کردم
من گلای رازقی رو من تموم عاشقی مو می سپارم به شمع خاموش گریه های بی کسیمو ******* بارشی دوباره باید ازتبار خیس بارون یه چیزی شبیه هق هق روی شونه های ناودون یه طلوع تازه از نو واسه آغازی دوباره واسه این کوچه ی تاریک که به تنهایی دچاره نه عبوری صادقانه توی این کوچه بن بست نه گریزی از سر درد نه پناهی از سر ترس یه افق رو به رهایی تا رسیدن به یه جایی یه ستاره واسه شب ها که نداره آشنایی
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 30 دی1386ساعت 11:31 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
« پرم » پر ِ گفتن خالی از حرف، توو زمستون خالی از برف پر ِ رفتن خالی از قهر، پر گریه خالی از اشک پر ِ بغضم خالی از ابر، زیر بارون خالی از چتر ********** «چاره» توكه چشمات مهربونه، با دل من همزبونه نگو كه دوسم نداري، دل ازون چشات مي خونه نگو صبر تو تموم شد، نگو گريه هام حروم شد نگو توو اين روزاي سخت، هرچي مي خواستن همون شد تو كه مي دوني بهارم، بي تو تلخ روزگارم واسه ي گرمي دستات، مي دوني در انتظارم مي گي چاره اي نداري، روي حرفات پا مي ذاري توي اين لحظه ي تب دار، من واينجا جا مي ذاري نگو زندگي همينه، بدجوري دلم مي گيره تو كه اينجوري نبودي، آخه من گريه م مي گيره گفتي فكر تو نباشم ، برم وپيشت نباشم نكنه يادم نباشي ، اگه باشم يا نباشم بگو اون روزا كجا رفت، نگو عمرمون فنا رفت با من اينجوري نبودي، مهربونيات كجا رفت؟؟؟؟؟!!!!!!!! ********* «همیشه» گفتم : همیشه، سکوتت را احمقانه به زیباترین حرف ها تشبیه کردم. می دانستی؟؟؟!!! گفتی : شاید عاقلانه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! * * * * * * * * * * نیمه ی آبان نیمه ی آبان، تو در چارچوب اتاق من صدای لرزان تو ، نگاه خیس من سلام مهربان تو ، باران چشمان من حرف های تو، بغض های من پشیمانی های تو، پریشانی های من ببخشید های تو، شکستگی های من گفتی، آمدی که برای همیشه یار بمانی گفتمت به یاد داری، آن روزهای تلخ زبانی فراموشی های تو، انتظارهای من درشتی های تو، کوچک شدن های من رفتن های تو، ماندن های من نگاه های سرد تو، نگاه های بی قرار من گریزهای هرروز تو، بی پنا هی های هرشب من بی مهری تو، بی حرفی من گذشت آن خزان با تو ،شروع شد بهار من تو بودی و عشق بود، تمام لحظه های من دوباره رفتی و . . . . . . . . . . . . . . دوباره ماندم . . . . . . . . . . . . . . . . نیمه ی آبان است و باز خاطرات تو ، باران چشم های من.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386ساعت 21:43 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
نیستی کنارم نازنین ، مثل همیشه بودنت
نیستی ومن گیر می کنم، توو خاطرات بودنت
گرچه صدام در نمیاد، پیش نگاه سرد تو
این یکی رو هم می ذارم، به پای سخت بودنت
هستی ِمن یه گلِ رز، لای کتاب زندگی
سفید ِ مثل قلب تو، توو روزگار بودنت
قصه ی دلواپسیا، دلتنگی وبی کسیا
همه رو رسوا می کنم، واسه یه لحظه بودنت
نه نمی گم پیشم بمون، نه نمی گم برام بخون
اینا بهونه س عزیزم، واسه غریبه بودنت
بدیهارو خط می زنم، نگاه سردتم عزیز
کلام بی احساستم، واسه ستاره بودنت
نه فکر کنی بد شدیا، نه نمی گم نامهربون
مهربونیت موندنیه ،از اون روزای بودنت
پنجره رو باز می ذارم، لونه تو گرم ِ گرم عزیز
اینا یه پیشکش همین، واسه پرنده بودنت
اشکام که می ریزه هنوز، ابری آسمون ِ من
اینا یه هدیه س نازنین، واسه بهاری بودنت ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
دوباره دوباره در هر کلام ، صدایم می لرزد دوباره در هر نگاه، زمین دور سرم می چرخد دوباره ها دوباره مرور می شوند ومن دوباره فراموش می کنم که فراموشت کرده ام
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 5 آبان1386ساعت 15:30 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
همیشه هایم را به همیشه هایت گره می زنم
خدا را چه دیدی ! ! ! شاید دلت لرزید. . . . . . . . . . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 11:32 توسط مریم
|
||
|
|
|
|
|
نمی دونم چرا ولی دیوونه وار این ترانه ی بهروز صفاریان رو
دوست دارم. از معدود آهنگ هاییه که با ۱۰۰ بار گوش کردن هم ازش سیر نمی شم. به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه بهروز صفاریان |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 24 مهر1386ساعت 23:41 توسط مریم
|
|
||